تبليغاتX
هزارو یک شب
هزارویک شب من پرازصدای تو بود گریه ی هرشب من فقط برای تو بود
تعطیل شد
به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است
که خبر می آرند از گل وا شده ی دورترین بوته ی خاک
روی شن ها هم نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح تمام شد
به سرتپه ی معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا در می آید
آدم اینجا تنهاست
ودر این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست
به سراغ من اگر می آیی نرم وآهسته بیایید
مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

خوب بچه ها می خوام وبلاگو تعطیل کنم دیگه بچه بازی بسه
مرسی از اینکه تو این مدت به وبلاگم سر زدید از همتون ممنونم
به خصوص هومن مهدی جواد بانوی باران بزرگ موندنی
امینم که دیگه جای خود داره خودش مدیر بود
اگه فقط اسم این چندنفرو گذاشتم به خاطر این بود که خیلی بهم سر زدن
چتم دیگه می خواهم بذارم کنار
فقط هر وقت کانکت شدم بهتون سعی میکنم سر بزنم
وکامنت بذارم
دوستانی هم که در این پست آخر کامنت گذاشتن خیلی لطف کردن بعضی از شما خواستید لینکتون کنم مثل علی باشه من لینکتون میکنم اما خوب این دیگه پست آخرمه به احتمال 90%بازهم از همتون ممنونم
سپیده امیدسام tanzadعلی محمد مینا زهرا نیما سارا الهام محسن رضا بابک
و خیلی از دوستان دیگه که اگه بخواهم اسم همه رو بگم خیلی اسم میشه
خوبی بدی دیدید حلال کنید
برای همه ی شما آرزوی موفقیت مینکم
 و برای همه ی اونایی که به شخصی علاقمند بودن و وبلاگشون و تمام شعراش رو به اون تقدیم میکردن یا بعضا وبلاگ مشترک داشتن آرزوی وصال میکنم
  یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 4:26 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
تنها به تو می اندیشم...
 
همه می پرسند:
((
چیست در زمزمه ی مبهم آب؟
چیست در همهمه ی دلکش برگ؟
چیست در بازی آن ابر سپید,
روی این آبی آرام بلند,
که تورا میبرد اینگونه به ژرفای خیال؟))

((چیست در خلوت خاموش کبوترها؟
چیست در کوشش بی حاصل موج؟
چیست در خنده ی جام؟))

که تو چندین ساعت مات ومبهوت به آن می نگری؟
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
نه به این خلوت خاموش کبوترها
من به این جمله نمی اندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر,
رقص عطر گل یخ را با باد,
نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه,
صحبت چلچله ها را با صبح,
نبض پاینده ی هستی را,در گندم زار
گردش رنگ وطراوت را در گونه ی گل,
همه را می شنوم,می بینم!
من به این جمله نمی اندیشم!
به تو می اندیشم!
ای سراپا همه خوبی,
تک وتنهابه تو می اندیشم!
همه وقت,
همه جا,
من به هرحال که باشم به تو می اندیشم!
توبدان این را
تنها تو بدان
تو بیا,
توبمان با من تنها تو بمان.
جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب!
من فدای تو,به جای همه ی گل ها بخند!
اینک این من که به پای تودرافتادم باز.
ریسمانی کن از آن موی دراز,
توبگیر!
توببند!
توبخواه!
پاسخ چلچله هارا توبگو!
قصه ی ابرها را تو بخوان!
تو بمان با من,تنها تو بمان!
در دل ساغرهستی تو بجوش!
من,همین یک نفس از جرعه ی جانم باقیست,
آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 9:46 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
ستاره(داستانی که به بزرگ موندنی قولش رو داده بودم)
تو یکی از این هزارشب وقتی سرت رو بلند میکنی می بینی بین میلیون هت ستاره یکی از این ستاره های خیلی قشنگ وفروزان نظرت روبه خودش جلب می

کنه.تا اینکه یه شب وقتی سرت رو,رو به آسمون بلند میکنی دیگه هیچ اثری ازاون ستاره نیست.اون موقع است که تموم غم های دنیا میریزه تو دلت.
بعدازاون شب تا مدت ها دیگه سرت رو,روبه آسمون بلند نمی کنی.تا بلاخره بعدازمدت هت می فهمی با رفتن اون ستاره هنوز هم زنده ای...
بازهم زندگی میکنی ...نفس می کشی ودنیای پیرامونت هنوزوجودداره پس دلیلی نداره که نخوای به اون میلیون ها ستاره ی دیگه نگاه نکنی.
بعداز اون تصمیم هرشب می ری ویکی ازاون ستاره های خیلی قشنگ رو تماشا میکنی.وبازهم شب میری و می بینی اثری ازاون ستاره نیست.
اما ایندفعه مثل دفعه ی قبل ناامید نمی شی وبازمیری سراغ یه ستاره ی زیبای دیگه.
همشون میرن...تا اینکه نوبت به آخرین ستاره ای که تو آسمونه میرسهواما آخرین ستاره هیچوقت ازبین نمیره...چون تو با نهایت وجود دوستش داری.

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 9:3 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
جوابیه2
 
سلام بچه ها
با تابستون چه میکنید؟
دیر خوابیدنا دیر بیدار شدنا
صبحانه وناهار یکی کردنا
کلاسای سر ظهر
وااااااااای این آخری که وحشتناکه
از فکر اینکه الان می خوام برم انقلاب گرممه برم دیگه چی میشه
خوب امروز می خواستم از کسانی که بهم سر زدن تشکر کنم
دفعه ی قبل به ترتیب کامنت گذاریتون ازتون تشکر کردم امروز می خوام به ترتیب تعداد دفعه هایی که تشریف اوردید الویت بندی کنم.
1)هومن جان (استاد معرفت)ممنون که بهم سر می زنی امروز حودا 15تا کامنت ازت خوندم در پست های مختلفم ممنون.شرمندم کردی.از اینکه می بینم از متنای دکترشریعتی خوشت اوده خوشحالم.درضمن من خودم به شخصه چک نکردم که شماره ها واقعی هستش یا نه اما خوب خوشحالم که واقعی بوده.یه دیالوگ نویسم واست پیدا میکنم.به بچه ها می سپرم .باهات موافقم ابلیس خیلی نازه مخصوصا وقتی باyar2میخونه.پیشرو هم با این آلبومش آبروی پرشین رپ رو برد.هیچکسم که نفرت انگیزه عمرا که ژدر رژ فارس باشه عتیقه
2)بانوی باران(فاطیما)عزیز ممنون که بهم سر می زنی از اظهار لطفت به شدت ممنونم از شعرای قشنگتم ممنون.بازم آپ کردی مثل همیشه خبرم کن
3)بزرگ موندنی عزیز خیلی خوشحالم که بازم بعد مدت ها فکر کنم 2ماه دوباره بهم سر می زنی.گفته بودی کی عشقو یادم داده.همونی که الان فکرمیکنه معشوقه اش لیاقت عشقشو نداشته وفکرنمی کنه شاید خودش نداشته.اما یه چیزی یادت باشه اگه عشقت حقیقی باشه دیگه ترکت نمیکنه همه ی عشقت رو به معشوقه ات هدیه کن تا به قول خودت زیباروی اسب سوارت بیاد.
4)امین جان ممنون که بهم سر میزنی البته جدیدا که کمترمیای خودتم کمتر آپ میکنی در هر صورت خوشحال میشم بهم سر بزنی در ضمن نمی خواد ازم اجازه بگیری هروقت ازهرپستی خوشت اومد میتونی برداری
5)وای پارتی بازی شد مهدی مهربان که خیلی شرمندم میکنه وخیلیم ازاین وبلگ که متعلق به خودشه تعریف میکنه بیشتر از امین کامنت داشت شرمنده آقا مهدی دلخور نشو الان باقی کامنتاتو دیدم ولی بلاخره باید هوای پسرعمه موداشته باشم.
6)شیلاجان مرسی که بهم سر میزنی به قول یکی از دوستان بلگفا متعلق به خودته.بازم این ورا بیا
7)Tanzadعزیز هم که مثل همیشه مختصر وپیچیده کامنت گذاشته.وبلاگتم خیلی جالب و پیچیدست ممنون
8)آریوجان ممنون که بهم سر میزنی امدوارم روز به روز موفق تر بشی وآماربازدید کنندگانت روز به روز بیشتر شه ممنونم
9)امیدسام عزیز مرسی از این همه گلی که میفرستی لطف داری تو هم وبلاگ جالبی داری
10)پسرک عاشق ممنون از اظهار لطفت اگه مدت ها بهت سرنزدم ااز روی فراموشی نبوده دوستان زیادند و وقت منه حقیر کم.میام پیشت منتظر باش
11)Hell boyعزیز پسر جهنمی که مطمئنا دلت بهشتیه شرمنده بهت سر نزده بودم ببخشیده(به جوابیه ی شماره ی10 مراجعه شود)
12)یه رنگی عزیز مرسی از انتقادت عکس رو عوض کردم امیدوارم ازاین عکس خوشت بیاد.این عکس روهومن کنار آیدیش میذاشت خیلی خوشم اومد
13)مرد صبور عزیز وبلاگت هیلی جالبه مخصوصا خاطراتش.امیدوترم هرچه زودتر کاملا هوس هاتو ترک کنی و به کالبد واقعیت برگردی.
14)دستنوشته برام یه جمله ی زیبا نوشته ممنون از حضورت: مهم نیست عاشق کی باشی. مهم اینه که عاشق باشی... چون معشوق بالاخره میره!
عاشقانه زندگی کن!
15)محمدعزیز وخاهرشون مینا هم بهم سر زدن واز من خواستن لینکشون کنم با کمال افتخار عزیزم بازم منتظر حضورتون هستم دوستان
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 3:55 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
یه جواب قانع کننده واسه خودم
روزي شيوانا پير معرفت يكي از شاگردانش را ديد كه زانوي غم بغل گرفته و گوشه اي غمگين نشسته است. شيوانا نزد او رفت و جوياي حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و از بي وفايي يار صحبت كرد و اينكه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفي داده و پيشنهاد ازدواج ديگري را پذيرفته است. شاگرد گفت كه سالهاي متمادي عشق دختر را در قلب خود حفظ كرده بود و بارفتن دختر به خانه مرد ديگر او احساس مي كند بايد براي هميشه با عشقش خداحافظي كند.
شيوانا با تبسم گفت:" اما عشق تو به دخترك چه ربطي به دخترك دارد!؟"

شاگرد با حيرت گفت:" ولي اگر او نبود اين عشق و شور و هيجان هم در وجود من نبود!؟"

شيوانا با لبخند گفت:" چه كسي چنين گفته است. تو اهل دل و عشق ورزيدن هستي و به همين دليل آتش عشق و شوريدگي دل تو را هدف قرار داده است. اين ربطي به دخترك ندارد. هركس ديگر هم جاي دختر بود تو اين آتش عشق را به سمت او مي فرستادي. بگذار دخترك برود! اين عشق را به سوي دختر ديگري بفرست. مهم اين است كه شعله اين عشق را در دلت خاموش نكني . معشوق فرقي نمي كند چه كسي باشد! دخترك اگر رفت با رفتنش پيغام داد كه لياقت اين آتش ارزشمند را ندارد. چه بهتر! بگذار او برود تا صاحب واقعي اين شور و هيجان فرصت جلوه گري و ظهور پيدا كند! به همين سادگي!

فکر میکنم این داستان بهترین جواب برای پست قبلم هستش

ازوبلاگ khaterat-e-man.blogfa.com


 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 5:5 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
عشق یعنی...
اين شعر رو تقديم ميکنم به کسي که به من معناي واقعي عشق روياد داد وبهترين تعريف ها ودلفريب ترين توصيف ها رو از اون کرد وباعث شد غرق اين سراب بشم
عشق يه دروغ محضه يه سراب زيبا يه گرداب که تا لحظه اي که در اون فنا نشي باور نميکني داري نابودميشي با اينکه اين همه از عشق بدميگم اما مي دونم بازم عاشق ميشم چون اينقدر حقايق تلخه که مي هوام دلمو به سراب ودروغ خوش کنم

عشق يعني با غم الفت داشتن

         سوختن با درد نسبت داشتن

                    عشق دريک جمله يعني انتظار

                                انتظار روز رجـــعت داشتن

                                       عشق يعني مستي و ديوانگي

                                              عشق يعني در جهان بيگانگي

                                       عشق يعني شب نخفتن تا سحر

                              عشق يعني سجده ها با چشمان تر

                     عشق يعني سر به در آويختن

             عشق يعني اشک حسرت ريختن

  عشق يعني در جهان رسوا شدن

         عشق يعني مست و بي پروا شدن

                 عشق يعني سوختن يا ساختــن

                           عشق يعني زندگي را باختن

 

البته من يه شخصه براين باورم که هيچکس هيچوقت هيچ کجا نمي تونه عشق روتعريف کنه اما با اين وجود من اين شعرو نوشتم قبلا اين تعريف رو قبول نداشتم وفکر ميکردم عشق فقط يه معني داره اونم وصاله اما الام ميبينم نه هميشه آدماي ساده لوح رومسخره ميکردم وفکرميکردم رودست ندارم اما ديدم نه از عشق نميشه فرار کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 4:14 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
عاشقانه
۱) پسرك عاشق دختر شده بود ، عاشق مهربوني هاش ، عاشق دوستت دارم هاش ، عاشق نامه هاش ، عاشق .... يه عشق پاك و خالصانه از طرف پسر...اما يه روز دخترك بهش ميگه كه برو ، ديگه نمي خوام باهام باشي...ميدوني ....تمام اينا يه فيلم بود. من عاشق پسري بودم اما اون به من خيانت كرد و رفت ، منم براي اينكه تلافي كار اونو كنم با تو اين كارو كردم. مي دونم پسر خوبي هستي اما دوست داري كه من با تو باشم وهمش فكرم پيش يكي ديگه باشه؟؟؟....پسرك مبهوت و دلشكسته براي هميشه از پيش دختر ميره!
 

2) دخترك لحظه شماري مي كرد تا به عشقش برسه....احساس مي كرد كه اگه تو دنيا يك نيمه گمشده داشته باشه ، اون همين پسره....اما يه روز خبر بدي ميشنوه....پسرك ميگه كه بيماري كشنده اي داره و اونا نمي تونند با هم ازدواج كنند....از اون به بعد كار دختر، فقط ميشه گريه كردن.....چند ماه بعد خبري مي شنوه كه اونو ديونه مي كنه....اون پسر دروغ گفته بود و با دختر ديگه اي ازدواج كرده!
 

3) پسرك به خاطر دختر رودرروي خانواده اش ايستاده و با پدرش مشاجره كرده اما وقتي موضوع ازدواج رو با دختر در ميون ميذاره ، دختر خيلي بي تفاوت ميگه كه ما فقط دوست بوديم و نمي خوام بيش از اين رابطه اي داشته باشيم. حالا پسرك خيلي افسرده است.

4) دخترك دلبسته پسر شده اما پسر اصلا متوجه اين عشق نشده....دخترك روش نميشه بهش بگه دوستت دارم اما دلش مي خواست مي تونست اين جمله رو فرياد كنه. اون رو اين عشق خيلي حساب باز كرده اما پسر فقط براي سرگرمي رفاقت مي كنه و خيلي زود دخترك با عشق درون دلش تنها مي مونه

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 3:48 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
دکترشریعتی5

همه طبقات آسمانها را عروج كردم و هيچ نيافتم

بر همه درياهاي غيب گذشتم

و از هر كدام مشتي برگرفتم،

همه ي چشمه سارهاي بهشت عدن را سركشيدم

از همه جرعه ها نوشيدم

چهره ام را در زير همه ي باران هاي بهارين ملكوت گرفتم

و قطره هايي را مزه كردم

از آب غديرهاي بلوريني كه در دل كوه ها و سينه ي دشت هاي بي كرانه ي ماوراء پراكنده بود چشيدم اما،

خوش گواري هركدام را كه مي چشيدم

به اميد زلال تر و به هواي خوش گوارتر

به سوي ديگري مي تاختم

در نفس روح بخش صبحگاهان پرشكوه ملكوت،

قطره هاي درشت و شاداب شبنم ها را

كه بر نيلوفرهاي بهشت از شادي و سرشاري مي لرزيدند

با لب هاي كنجكاو آزمايشگرم، مي ربودم

و جگرم سيراب مي شد

و درونم نوازش مي يافت

اما دلم بهانه مي گرفت، راضي نمي شد،

و جامم همچنان خالي مي ماند

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 2:6 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
آی مردم....

آي مردم ...به خدا
روزگاري دل من شيدا بود
نه غمي داشت نه سوداي غمي
دلبري داشت و ز عشق
در بازار وفا. خوشترين عاشق بي پروا بود
مذهبش الفت بود. کعبه اش يک دل خرد
و به آيين صداقت پابند . و پرستيد خدايي که از آن
سوي بي مرز زمان پيدا بود روزگارش خوش بود و زعشق زمان
سبزتر بود و فرا از تپش دريا بود . او نمي رفت خطا . عاشقي بود که با جور و جفا کار نداشت
بي ريا بود و دلي . در بي آزار نداشت .
او در آن رونق عشق . دوست ميداشت صبا وزش شب بوها
بارش شبنم شوق . تپش زنجره ها رقص آن شاپرک قاصد عشق
دوست ميداشت شب و ماه و زمين
خلوتي کوته و بر خاطره و پاک ترين
با دو چشمي که فراسوي محبت مي زد از عمق سياهي بر دل عشق کمين
بخت ياري گر او بود و زمان . رام در گردش او و طلوع خورشيد بود در جوشش او
به سر حد پرستش خوش بود :
کلبه اي ساخته بود که به اندازه پرهاي صداقت آبي
و به اندازه ايوان محبت جا داشت
دلبري داشت و دلي داشت و دو چشم بي تاب
کلبه اي بود و شبي بود و صفاي مهتاب
با همه قصه عشق او که خوشبخترين عاشق بي پروا بود
جز دلي همدم عشق بي کس تنها بود
ناگهان تلخ شبي باد غم برپا شد کلبه اش ويران گشت
همه شادي نشاط دل او به دمي نالان گشت باد غربت نگريست
آسمان دل او تيره وتار با دلي تنگ گريست
پيک تقدير پي اش آمد و گفت : بايد از شهر وفا کوچ کني
گر وفادار به عشقي و دلت در کف اوست همه راپوچ کني
دل او ديوانه با همه خلق جهان بيگانه داغ محنت به تنش رفت از شهر وفا
تا شود قصه او افسانه رفت تا تلخترين غربت غمها بزند مستانه
گر چه مي ديد که با قاصد مرگش شده هم پيمانه
او کنون مرده عشق ساکن اين وطن است از دل خاک خطابش به شماست :
واي ! اي خلق جهان اي شمايان که کنون بر مزار من دل عاشق بي فرجاميد
کو پيامي ز بر دلبر دل داده مست ؟ که صفايي دهد اين کلبه ويرانه پست
برسانيد به صبا : من نگويم که به بالين من خاک نشين
قدمي رنجه نما کاش ميشد که تو اي غايت عشق
ز همه رنج دلم لحظه اي غم زده فرياد کني و در آن لذت و شادي و نشاط
به دمي قصه آن خاطره را ياد کني !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 2:32 قبل از ظهر  به قلم یه عاشق | 
بگذار خيال كنم "دوستم داري "
بگذار با چشمهاي تو ببينم

بگذار در نگاه تو ذوب شوم

بگذار در زير باران شانه به شانه ات قدم زنم و تو برايم از ارزوهايت ترانه بسرايي

بگذار به قداست عشقمان كوچك شوم وقتي با تو به پرواز شاپركهاي كنار بركه ميخندم

بگذار شبها رو به ستاره ها خاطرات شيرينمان را شماره كنيم

بگذار هميشه در ذهنم مثل نگاه اول مهربان و پاك باشي

بگذار نامم چون شاه كليدي بر درگاه قلبت هميشكي باشد

بگذار نگاهمان نه به هوس كه به عشق ...آنهم عشقي آسماني در هم گره خورد

بگذار دلم براي تو باشد

بگذار دلت ...حالم را بپرسد

بگذار قلبم براي تو بتپد

بگذار آرزوهايم با تو باشد ...براي تو.....به خاطر تو

بگذار خيال كنم "دوستم داري " و از اين خيال شبها تا سپيدي روز با ستاره ها باشم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت 2:12 قبل از ظهر  به قلم یه عاشق | 
چهره خاموش خيال

باز در چهره خاموش خيال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستي سوزت
باز من ماندم و يك مشت هوس
باز من ماندم و يك مشت اميد
ياد آن پرتو سوزنده عشق
كه ز چشمت به دل من تابيد
باز در خلوت من دست خيال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستي ريخت
در نگاهت عطش طوفان بود
ياد آن شب كه ترا ديدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من ديد در آن چشم سياه
نگهي تشنه و ديوانه عشق
ياد آن بوسه كه هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
ياد آن خنده بيرنگ و خموش
كه سراپاي وجودم را سوخت
رفتي و در دل من ماند به جاي
عشقي آلوده به نوميدي و درد
نگهي گمشده در پرده اشك
حسرتي يخ زده در خنده سرد
آه اگر باز بسويم آيي
ديگر از كف ندهم آسانت
ترسم اين شعله سوزنده عشق
آخر آتش فكند بر جانت

فروغ

در ادامه ی مطلب  چند شعر زیباست حتما بخونید(با تشکر :امین)


ادامه مي دهيم
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 6:7 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
تشکر
سلام
چاکربروبچ خوشتیپم هستیم
با عرض پوزش امروز من به قول امین جوابیه دارم

از آخرین کامنت شروع میکنم تا 15تا قبل اگه اسم کسی نبود یعنی کامنت نذاشته ناراحت

نشه درعوض بیشتر بهم سربزنه
1.هومن:از هومن عزیزم بی نهایت ممنون دیدی که نظراتتم اعمال کردم.بازم پیش ما بیا.زنگای گوشیت بی نظیره اساسی با پستای زنگت حال میکنم.واقعا شرمندم میکنی که زحمت میکشی به وب خودت سر میزنی

۲.ماه شب چهارده:دوست عزیز منظورم از داستان همکلاسی این بود که ما با این همه ادعا

فقط یه قدم تا مرگ فاصله داریم.درمورد سوال دوم هم بایدبگم فکرنکنم واقعی باشه.دقیق

نمی دونم.بازم سر بزن
۳.محمد:مرسی از شعر قشنگت عشق است وشادمهر.بازم ممنون

4.بیدل:از بیدل عزیز هم ممنون که سر زدی.وب جالبی داری.امیدوارم همکاری خوبی داشته

باشیم
5.شیما:ممنون بهم سر زدی.اشکال نداره پیش میاد.بازم به من سر بزن
6.آریو:ممنون که به من سر میزنی دیگه آشنای هومن معلومه که با معرفته مرسی عزیز.

بازم اینورا بیا
7.مهدی:مرسی که هروقت آپ میکنی خبرم میکنی.خوشحالم میکنی بازم بهم سر بزن
8.جواد:ازت خیلی ممنون هم بابت آف های زیبات هم کامنتات.ممنون.اگه بیای بازم خوشحال

میشم
9.مهران:ممنون از این که قدم رنجه فرمودی.چشم حتما بهت سر میزنم تو هم این ورا بیای

خوشحال میشم
10:سجاد:ازاظهارلطفت ممنون.حتما بهت سر میزنم.تو هم بهم سربزن
11:tanzad:مثل همیشه پیچیده می نویسی.موفق باشی.بهم سر بزن
12.گیلار:ممنون از پیشنهادت.بازم بهم سر بزن
13.بانوی باران:چشم از این به بعد آپ کردم حتما خبرت میکنم عزیزم.از شعر زیباتم بی

نهایت ممنون
14.محمد2:ممنون از اظهار لطفت.مصاحبه رو اگه بفرستی خوشحال میشم ولی همین

طوریم این پیشرو شاکی شده بچه پررو واز خودش دفاع میکنه اگه بفرستی مصاحبه رو

شاید نذارم تو وبلاگم اما خوشحال میشم بخونمش
15.رضا:ممنون از این که به من سر میزنی و هر دفعه یه گل میفرستی.اتاقم پرشداااااااا
وای بیشتر از 15 تا داره میشه شرمنده
16.mad-like-u:ممنون از اینکه بهم سر زدی
17. تنهای تنها:ممنون از اینکه به وب خودت سر زدی بازم این ورا بیا عزیز
18. چشمان خیس:ممنون از اظهارلطفت از دعوت نامتم ممنون

این ها کامنت های بدون تکرار شما تا تاریخ 2مرداد بودبعضی ها مثل هومن عزیزم جواد و 

مهدی عزیز چند بار منو شرمنده کردن

ممنونم از همه
یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 1:40 قبل از ظهر  به قلم یه عاشق | 
چشمانم را می بندم

چشمانم را ميبندم

چشمانم را باز ميكنم

دريايي آبي در زيرم پهن شده و آسماني بيكرانه بر بالاي سرم برافراشته است.مردمك را مي چرخانم.تكه 

ابرهايي كه با وزش باد آرام آرام از جلوي خورشيد حركت مي كنند.و خورشيدي چشمك زن و صورت من كه

غرق در بازي نور شده.نور....سايه......نور.....سايه......آن قدر سبك شده ام كه به راحتي روي آب شناورم.

ساحلي در كار نيست.آسمان است و دريا است و من.چه بي كرانگي زيبايي.چه آسايشي.چه قدر منتظر چنين

روزي بوده ام.اينجا بهشت من است.

ساعتي مي گذرد و من آرام......ساعتي ديگر و من آرام......ساعتي ديگر و من آرام......احساس ميكنم چيزي

در درونم دارد اتفاق مي افتد.اندكي مي گذرد.هنوز همه چيز خوب است.نه كوسه اي،نه مرغابي و نه.......

هيچ نيست.من هستم و دريا و آسمان.ناگهان خاطره اي از گذشته بر ذهنم مي گذرد.كمي تاريك و وهم آلود

است.اما دارم مي بينمش.يك لبخند است.بر لب كسي كه دوستش دارم.دلم مي لرزد.چه احساس عجيبي.دريا

كمي مواج شده.ابر ها سريع تر حركت ميكنند.تنم دارد تكان مي خورد.خاطره اي ديگر مي آيد.مادر با شربتي

آمد.خسته نباشي.دريا مواج تر مي شودابرها سريع تر و سريع تر مي آيند.بازي نور روي صورتم پايان

ميابد.نور كم شده.صحنه هاي عمر يك به يك مي آيند.خاطره ها جان مي گيرند.دريا طوفاني شده.آسمان تيره

است.چه باران سهمگيني.يك موج بزرگ.به زير آب ميروم.نفسم بند آمده،اما هم چنان خاطره ها نفس دارند.

گريه نوزادي،دستان ترك خورده پير مردي،وتابوت يك شهيد............آرامشم به هم خورد.چه آرامش

زود گذري.نه،اينجا آرامشي نيست.ديگر اين آسايش هميشه در سكون را نميخواهم.يا آرامشي وجود ندارد و

يا من آن را نيافته ام.نفسم بند آمده،اما هم چنان ياد بوسه بر گونه معشوقه ام شيرين است.ياد محبت مادرم.

ياد انسان ها.ياد اشكي كه ريخته ام و .........و ياد سفري كه بي پايان مانده و راهي كه نيافته ام.من در اينجا

سكون نميخواهم.اين ديگر آرامشم نيست.من اين خاطرات تلخ و شيرين را بيشتر دوست ميدارم.هر چند اينها

هم نهايتش نيست.اما حتي در نهايتي كه نيافته ام،دستان معشوقه را ميخواهم.بوسه مادر را و .....

چشمانم را باز ميكنم.مي انديشم كه چيست آرامش حقيقي و همگاني......

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 2:54 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
روزي براي زندگي
دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است
تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقي بود
پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا
بگيرد. داد زد و بد و بيراه گفت . خدا سكوت كرد . جيغ زد و جار و جنجال
راه انداخت . خدا سكوت كرد . آسمان و زمين را به هم ريخت . خدا سكوت
كرد.
به پر و پاي فرشته و انسان پيچيد خدا سكوت كر د. كفر گفت و سجاده دور
انداخت. خدا سكوت كرد . دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد . خدا
سكوتش را شكست و گفت : عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت . تمام روز
را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي . تنها يك روز ديگر باقي
است. بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن.
لا به لاي هق هقش گفت : اما با يك روز ... با يك روز چه كار مي توان
كرد؟ ...
خدا گفت : آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي هزار سال
زيسته است و آنكه امروزش را در نمي يابد هزار سال هم به كارش نمي آيد.
آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت : حالا برو و
زندگي كن
او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي درخشيد. اما
مي ترسيد حركت كند . مي ترسيد راه برود . مي ترسيد زندگي از لا به لاي
انگشتانش بريزد . قدري ايستاد ... بعد با خودش گفت : وقتي فردايي ندارم،
نگه داشتن اين زندگي چه فايده اي دارد؟ بگذارد اين مشت زندگي را
مصرف كنم.
آن وقت شروع به دويدن كرد . زندگي را به سر و رويش پاشيد . زندگي را
نوشيد و زندگي را بوييد . چنان به وجد آمد كه ديد مي تواند تا ته دنيا بدود،
مي تواند بال بزند، م يتواند پا روي خورشيد بگذارد. مي تواند ...
او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي را به
دست نياورد، اما ....
اما در همان يك روز دست بر پوست درختي كشيد، روي چمن خوابيد
كفشدوزدكي را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي
كه او را نمي شناختند سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل
دعا كرد . او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد . لذت برد و
سرشار شد و بخشيد. عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او در همان يك روز زندگي كرد، اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند : امروز
او درگذشت. كسي كه هزار سال زيسته بود

عرفان نظر آهاري – چلچراغ شماره 145

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 11:15 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
لیلی
سلام بچه ها
براي امروز 2تاداستان کوتاه براتون انتخاب کردم
با آرزوي طلوع شاديها وغروب غم هاي تک تک شما دوستان
يا حق

ليلي نام ديگر آزادي است

دنيا كه شروع شد زنجير نداشت. خدا دنيا را بي زنجير آفريد
آدم بود كه زنجير را ساخت. شيطان كمكش كرد.
دل زنجير شد؛ عشق زنجير شد ؛ دنيا پر از زنجير شد؛ و آدم ها همه ديوانه
زنجيري
خدا دنياي بي زنجير مي خواست. نام دنياي بي زنجير اما بهشت است
امتحان آدم همين جا بود. دستهاي شيطان از زنجير پر بود
خدا گفت: زنجيرت را پاره كن. شايد نام زنجير تو عشق است.
يك نفر زنجيرهايش را پاره كرد . نامش را مجنون گذاشتند . مجنو ن اما نه
ديوانه بود و نه زنجيري . اين نام را شيطان بر او گذاشت . شيطان آدم را در
زنجير ميخواست .

ليلي مجنون را بي زنجير مي خواست. ليلي ميدانست خدا چه مي خواهد
ليلي كمك كرد تا مجنون زنجيرش را پاره كند . ليلي زنجير نبود . ليلي
نميخواست زنجير باشد
ليلي ماند؛ زيرا ليلي نام ديگر آزادي است

عرفان نظرآهاري

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 11:12 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
شریعتی4

"پروردگارم، مهربان من،


از دوزخ اين بهشت، رهايي ام بخش!

در اينجا هر درختي مرا قامت دشنامي است

و هر زمزمه اي بانگ عزايي

و هر چشم اندازي سكوت گنگ و بي حاصلي،

رنج زاي گسترده اي.

در هراس دم مي زنم.

در بي قراري زندگي مي كنم.

و بهشت تو براي من بيهودگي رنگيني است.

اين حوران زيبا و قلمان رعنا

همچون مائده هاي ديگر براي پاسخ نيازي در من اند،

اما خود من بي پاسخ مانده ام.

هيچ كس، هيچ چيز

در اين جا "به خود" هيچ نيست.

"بودن من" بي مخاطب مانده است.

من در اين بهشت،

همچون تو در انبوه آفريده هاي رنگارنگت تنهايم.

"تو قلب بيگانه را مي شناسي كه خود

در سرزمين وجود بيگانه بوده اي"!

"كسي را برايم بيافرين تا در او بيارامم"!

دردم درد "بي كسي" بود

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 8:15 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
دکترشریعتی3
حتی اگر برای همیشه خاموش شوم


حتی دیگر نگذارند فردا بر گردم


وباز آوای محزون تنهایی سنگین و رنج آلود


روح تنهایم را در زیر رواق بلند و زیبای صومعه ام زمزمه کنم


آری


حتی اگر فردا دیگر نگذاشتند که بر گردم


حتی اگر دیگر نتوانستم آواز بخوانم


طنین آوای من که از درون صومعه بر می خاست


همواره در این کوهستان خواهد پیچید.


دکتر علی شریعتی
دفتر های سبز

مرسی از امین عزیز به خاطر این کامنتش ومتنی که فرستاده

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 1:4 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
یه پست طولانی
عجیب ترین بعدوجودی انسان به نظر من بعداحساسات اونه
احساساتی که نوری ازجانب حق اون رونورانی کرده
انتظار امید عشق نفرت عصبانیت حسادت لجبازی افسوس غرور واحساسات دیگر که هرروز

حداقل 1بار تجربه اش میکنیم
سالیان سال است که انسان ها تعاریف متعددی برای این احساسات ارائه می دهند اما هنوزهم

تعریف های فراوانی برای آنها وجود دارد
من هرروز تعریفی جدید برایشان میابم البته همگی درسته اما کامل نیست
ما انسان ها همیشه منتظریم همیشه هیچگاه ازوضع حاضر راضی نیستیم همیشه منتظر یک

اتفاق جدیدیم وفکرمیکنیم قراره یه اتفاق خارق العاده بیفته واین یعنی امید اما درنهایت تنها

چیزی که عایدمان میشود افسوس گذشته ها را میخوریم واین یعنی لجبازی با خودمان ما آدم

حتی تکلیفمون با خودمون هم روشن نیست ولی اینقدپرتوقعیم که انتظار عشق داریم
به قول یکی ازبزرگان بزرگترین عشق اونیه که ازمعشوقه مان گدایی کنیم اما مغرورتر از

آنیم که عشق راگدایی کنیم پس بعداز چندی به مرز نفرت میرسیم از همه نفرت پیدا میکنیم

دریغا که عامل و سبب خودمان بودیم انتظارداریم هرچی خواستیم بگیم اما کسی مارو نقد

نکنه واگر روزی کسی این کاروبکنه جوش میاریم وعصبانی میشیم ومرز نفرتمون گسترده

تر میشه
واین چقدر بد است
چقدربد
همه ی احساسات رو به هم ربط دادم
پس فهمیدم در این دنیا چقدر رابطه ها نزدیکند
علت معلول
همه چیز هم علتند هم معلول
احساسات انسان ها هیچگاه قابل پیش بینی نیست وزیبایی دنیا ورابطه ها همینه
اما حداقل بیاید به جای پیچوندن دیگران یه کم با خودمون روراست باشیم
اگه دقت کنید اکثرآهنگ ها شعرها دردودل ها همه داره از بیوفایی میگه اما دلیل این همه بی

وفایی چیه؟
وقتی می فهمیم طرف داره از خودمون بهمون نزدیکتر میشه از ترس لورفتن احساساتمون

بااینکه میدونیم کارمون اشتباهه اما سعی درفراموشی معشوقه مون میکنیم
این کاردرستی نیست ومن تاییدش نمیکنم اما ما آدم ها دوست نداریم احساساتمونو به

دیگران بگیم
چون میترسیم
می ترسیم یا دیگران باورنکنند یا موردتمسخرقراربگیریم ویا حس میکنیم دیگران همون

طوری که ما میخوایم منظورمون رو نمیفهمن
گاهی هم ازشنیدن وباور کردن احساسات دیگگران طفره میریم چون اونقدر خودمون

احساساتمون رو به دروغ گفتیم ویا پنهانش کردیم که باورمون نمیشه میشه احساسات واقعی

هم وجود داشته باشه
شایدم میترسیم باور کنیم وبه دیگران وابسته بشیم
ما ادما همیشه از وابستگی هراس داریم
نیمیدونم چه جوری باید متنمو تموم کنم
فقط یه خواهش ازتون دارم اونم این که
اگه وقت گذاشتید واین متنوخوندید روش فکرکنید
مطمئنم اگه تفکرتون عمیق باشه به جاهای خوبی میرسید ونسبت به احساسات دیگران

وخودتون یه دید تازه پیدا کنید
بهتون قول میدم تجربه ی بدی نباشه

آخر میخواستم از کامنت ها ی شما دوستان خوبم تشکر کنم:


1.مرسی امین جان که همیشه به وب خودت سر میزنی بابت متنی که از دکترشریعتی هم برام

فرستادی ممنون تووبلاگ خودتم نوشتی اما خوب با اجازه من با ذکر ماخذ ازش در پست

بعدیم استفاده میکنم
2.از مهدی عزیزهم ممنون که به من همیشه سر میزنه واینکه چشم حتما وقتی آپ کردم

خبرت میکنم.موفق باشی
3.غریبه ممنون ازحضورت ظاهرا خیلی از سبک رپ وپرشین رپرها بدت میاد اما یه چیزی

هیچوقت یادت نره ما فقط حق داریم عقیدمونو بگیم حق تحمیلشونداریم منم قصدم ازاین

چندپست تحمیل عقیده ام نبود اولا ابراز عقیده ام بود دوما خیلی ها هستن که به این سبک

علاقه دارن پس شما حق توهین ندارید.بازم به من سر بزن
4.پیمان هم ازداستان خوشش نیومده بود ولی به نظرمن خیلی داستان بی نظیر ومهم تراز

اون بی پروایی بود دلیل اصلی اینکه باعث شد من این داستان رو تو وبم بذارم این بود که از

چراغ قرمزها خیلی عالی نویسنده عبورکرد وبا وجود به قول شما افتضاحیش خواننده رو

پای داستان نگه میداشت ما آدما همیشه برای شنین این بحث ها پایه ایم اونم تو این سن

وسال پسرام که دیگه جای خود دارن
5.ازهومن عزیز هم خیلی ممنونم که به من سر میزنه نگران نباش بالاخره اول میشی.موفق

باشی
6. ازسیا 001هم ممنون از تعریفی که از وبلاگم کرد وبلاگ خودت قشنگه وبلاگ منو

قشنگ دیدی
7.شقایق فرشته ی آسمون گفته بودن که مملکت ما اینطوریه دیگه شادمهر که رفت خیلی

غمگین شدم.فرشته جان باهات موافقم کشور ماقدر استعدادهاشو نمیدونه من خودم به

شخصه امیدوارم جورشه از ایران برم البته نه برای زندگی کاش بتونم بورسیه بگیرم
8.رامین عزیز هم شرمنوم کرد وکلی از وبلاگم تعریف کرد ممنونم عزیز لطف داری منم

لینکت کردم بازم به من سر بزن
9.به تو چه گفته اگه تو عشق به جایی نرسیدی تو عرفانم نمیرسی اما من هرچی متنمو

خوندم جاییشو ندیدم که بگم عشق بده یا من تو عشق به جایی نرسیدم به قول امین جفتش

باید درکنار هم باشه
10.سجاد عزیز هم ابراز لطف فرمودند ممنون عزیزم بازم به من سر بزن موفق باشی
11.از حامد گل هم ممنون که به من سر زده لینکت کردم بازم به من سر بزن
12.از جواد هم به شدت ممنون که این همه با کامنتاش شرمندم میکنه بازم به من سربزن

خوشحال میشم
13.ازعلیرضای عزیز هم که همیشه قدم رنجه میکنه وبه وب خودش سرمیزنه ممنونم
14.ازشیلا هم بسیار سپاسگذارم که به من سر زد وب نازی دازی بازم به من سربزن

وااااااااااااااای خدا عجب پست طولانی وکسل کننده ای شد ولی خوب آدم باید قدر شناس باشه

دیگه
ممنون که تحملم کردین
علی یارتون
یا علی

ایتم واسه امین

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 6:19 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
اینم چندتاعکس
یه چندتا عکس هم براتون آماده کردم

فکرنکنم حالا حالاها ازرپ چیزی بذارم امروزحسابی ترکوندم

فعلا یا علی

پیشرو هیچکس
zedbazi
 فلاکت و زیدش

 
عکس های جدید از عرفان و بروبچ رپ

 

اینم یه عکس تکی از عرفان

آخرین خبرها از گروه زدبازی


 

سامان اومده ایران و آلبومشون تا تابستون میاد ۱۳ تا ۱۶ تراک

تا عید ۲ تا تک تراک میدن بیرون و ممکن این آهنگها مربوط به آلبوم هم باشه

آهنگها و آلبومشون برای اولین بار از اینجا پخش میشه

 

 تهی(بچه مظلوم رو دارید؟)

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 4:25 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
مسعودسعیدی
دست آخر به خاطر خواهرم یه بیوگرافیم البته مختصر از مسعودسعیدی براتون میذارم

درضمن مطالب این چند پست از وبسایت های زیر هستش

http://www.nasrinee.blogfa.com/

http://www.sarzamin-rap.blogfa.com/

rap98.com

songbsong.com

مسعود متولداسفند۱۳۶۶ هست و  نسبت به سنش خیلی خوب کار کنه.

مسعود از ۴ سال پیش این کارو شورو کرده بود ولی تا الان کارش ترکیده.!!! 

مسعود اولین کاره r&b  خودش رو با mab و rf شرو کرد.که اسم کارشونم

دختر جون بود که تو زمانه خودش ترکید.

و بعد از این با یه گروه به اسم گروه هم ppg بود که به علت

ناسازگاری با اخلاق اونا تا ۳ آهنگ بیشتر نکشید.!!

وبعد از این با رپری بسیار ماهر با اسم ali.g ادامه داد کارشو.

و بعد از این یه آهنگ درخواستی با شاهین فلاکت کار کرد که

اسم آهنگش من بدشانسم بود که خودتون میدونید که ترکید.!!

آی دی مسعود سعیدی :

masud_gitarist

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 4:6 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
یه نگاه کلی به همه ی رپرها

سروش هیچ کس : 09123045650

رضا پیشرو : 09126275862

حسین تهی : 09329510111

سینا نرگال : 09125342749

سامان فینچر : 09125342749

بابک تیغه : 09122276501

امیر تتلو : 09123702067

پارسا دیاکو : 09121395668

شاهین فلاکت : 09329169569

حسام استپس : 09122796320

پارازیت : 09111544572

سعید توپاک : 09125879347

داریا : 02177459712

علیش مس : 09121253788

کامی ام سی : 09122503820

افشین یار ۲ : 09123434763

اینم ایمیل65 تا رپر:

۲.MJ - Mj_Zed@yahoo.COM

۳.Saloome - Saloome_Beat@yahoo.COM

۴.Pishro - Rz_Pishro@yahoo.com & R_E_Z_A39@yahoo.COM 

۵.Sijal - Rap_Sijal@yahoo.com

۶.Tohi - HoseinTohi@yahoo.com  

۷.Eblis - Rap_051@yahoo.com

۸.R-MIN 2@FM - Armin_Coolboy2003@yahoo.com

۹.Yar 2 - Rap_Yar2@yahoo.com

۱۰.Felakat - Fewlawkawtz@yahoo.com

11.Ahura - Rap.Ahura@yahoo.com

۱۲.aLysha - Rapper_Alysha@yahoo.com

13.Bangsta - l3angsta@yahoo.com

14.aLi Morfin - Rapper_ali_morfin@yahoo.com 

15.Bermuda - Rap_Bermuda@yahoo.com

16.Peyman-Chet - eyman.chet@yahoo.com">Peyman.chet@yahoo.com

17.Duzakh - Rap_Duzakh@yahoo.com

18.Shayan - shayan_021@yahoo.com

19.GaR - Ali_IverSon_03@yahoo.com

20.Memphis - gun_memphis_gangsta@yahoo.com

21.NerGaL - siNa_NergaL@yahoo.com

۲۲. Siamak - Siamakagha@yahoo.com

23.Emziper - GoldenBoy_Ir@yahoo.com

24.Hesam Steps - Hesam.Steps@yahoo.com

25.Milad Big Bang - mehran_new_bigbang@yahoo.com

26.Marmooz-e-siyah - iliamb_504@yahoo.com

27.MehDi Tirip 041 - Tirip041@yahoo.com 

28. Morgen - Rap_Devil_021@yahoo.com

29.Rash Gouroup (Mosy) - mosy_rashgroup@yahoo.com  

30.Flasher -  flasher_kalshakh@yahoo.com  

31.Zakhmi - farzin_b2003@yahoo.com  

32.Dj Raminem - word9word@yahoo.com

33.SeveN - seven.rappa@yahoo.com

34.Arash Mb *20Cent - arash_eastrap@yahoo.com

35.Rash Goroup " Smith - smith_best_68@yahoo.com

38.khaf man - dourtar_az_negahat@yahoo.com

39. S.h.z " 8pa - rap_8pa@yahoo.com

40.Ice Box - icebox_amir@yahoo.com

41.DiRTY RAP > SaEeD DRAGON - Im.Love@yahoo.com 

42.DiRTY RAP > Mohammd To0R - mr69_2pac@yahoo.com

43.RAPTOR - shahrokh_mitler@yahoo.com 

44.Yasha-z-a - yasha_z_a@yahoo.com

45.Makkar - behkam_makkar@yahoo.com

46.Mory - mory_24_68@yahoo.com

47.Saeed 2Pac - saeed_toopak_manam@yahoo.com

48.Atom - reza.atom@yahoo.com

49.Kami Mc - kambiz_mc@yahoo.com

50.Shaya - shaya_sbw@yahoo.com

51.Omidz - omidz.khodaz@yahoo.com

52.Arash Steps - arash.Steps@yahoo.com

53.Muto - motorappaz@yahoo.com

54.Dariya - 4riya@Yahoo.com">D4riya@Yahoo.com  & ariya_Fightclub@yahoo.com">Dariya_Fightclub@yahoo.com 

55.Soorena - Sorena_aka_Gooraz@yahoo.com  

56.Rmin__3xmafiya - devils_night004@yahoo.com

57.Tramp - the_morello_gang@yahoo.com 

58.Arteen - arteen_asatir@yahoo.com

59.Pishva - rap_pishva@yahoo.com

8pond-AsaTiR - rap_8pond@yahoo.com.60

61.P.i.M.p - KaC - pimpkac@gmail.com

62.MarMooLak - ehsankh11@yahoo.com

63.Erteash - khashi_erteash@yahoo.com

64.M-Shi - so12oosh@yahoo.com

65.Mehrdad Ghodrat - mehrdad_manson_2005@yahoo.com

سایت رپرهای معروف ایروونی
http://www.tataloomusic.com/

امیر تتلوو

http://www.felakatmusic.com/

شاهین فلاکت

http://www.hich-kas.com/

سروش هیچکس

http://www.pishro-music.com/

رضا پیشرو

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 3:52 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
حسین تهی

09329510111

id:hosein_tohi

tatal0o0-tohi

خوتو کامل معرفی کن

-من حسین هستم ملقب به حسین تهی ۲۰ سالم بچه ی فلکه ی سوم تهرانپارس هستم

-رپ رو از کی می شناسی؟

-از بچگی آهنگهای رپ آمریکایی ها رو گوش می کردم و ازش خوشم میومد

-تو و ابلیس از ۰۵۱ جدا شدید.الان ۰۵۱ وضعیتش چیه؟

-والا گروه ۰۵۱ که منو حسین(ابلیس) ازش جدا شدیم و اینکه بیشتر ما ۲ تا اونو میچرخوندیم.الانم فکر نمی کنم ۰۵۱ی مونده باشه.می خواستیم یه گروه دیگه به نام H2 بسازیم(۲ تا حسین)که اونم کنسل شد.

-نظرت راجع به امیر تتلو چیه؟چند وقته میشناسیش؟

-امیر و یکی۲ سال میشه میشناسمش.ولی سر خوندن باهم رفیق نشدیم.ما باهم تو یه مهمونی رفیق شدیم و اینکه خیلی پسر خوبیه.

-چرا توی هنگ پانتومیم ورسه تو انقدر کوتاه بود؟

-چون قرار  نبود من تو این آهنگ بخونم.ولی به اصرار بچه ها که کار خوبی شده منم یه تیکه خوندم.

-تکست ها و بیت هات رو از کجا میاری؟

-تکست هارو که کاملا خودم میگم.ولی بیت رو نظر میدم آهنگ سازم برام می سازه.

-نمی خوای رقص اندام ۴ رو بدی بیرون؟

-نه هنوز ۳ رو بیرون ندادم که ۴ رو بدم بیرون.

-ولی آهنگ Real Rap به رقص اندام ۳ معروف شده.

-چون یه سری دشمن واسه حسودی تا دیدن رقص اندام ها ترکوندن حسودی شون اومد توطئه کردن رقص اندام ۳ رو درست کردن.

-از اینکه متی ۵شولی دیست کرده نظرت چیه؟

-خنده داره!!دیس باحالی شده

-از چه رپری خوشت میاد؟(ایرانی)

-تو تشکر سرخ پوستی گفتم:زدبازی-ابلیس-هیچکس-شایان-دیو-پیشرو

-خارجی؟

-2pac---50cent---DMX---Ja rule---Luda cris---Snoop doog---d12---Busta rhymes---BIG

-آهنگ بعدیت کی میاد؟

-فعلا دارم آهنگ۱۰۰۱ شب رو تکمیل می کنم.بعدشم دارم سایتwww.tohimusic.com میارم بالا.احتمالا چند هفته دیگه.

-شایعه شده می خوای با رضا اتم کلیپ بدی بیرون.

-نه.شایعه س.

-می تونی همین الان ۲ بیت فر استایل بخونی؟

-الان ۲ ساله---وضعیت رپ ایران مساعده----واسه همین داری می کنی با من مصاحبه---مسابقه میدم با همه---می برم تا بهم بگن خدا همه

-عالی بود.خب نظرت راجع به اون دختر ۱۴ سالهه(نیلو)که عاشق تو سده بود چیه؟

-(با خنده)نظر خاصی ندارم.فقط به چشم طرفدار نگاش می کنم

-با این همه داف چی کار می کنی؟

-(می خنده)برج میسازم!!ای بابا داف چیه.بیخیال

-حالا که از ۰۵۱ اومدی بیرون نمی خوای بری تو ۰۲۱؟

-نه.ترجیح میدم تنها کارکنم تا توی یه گروه یا دسته ی خاصی باشم

-حرف آخر؟

-انشاالله رپ فارسی با تلاش بچه ها جهانی بشه

-الان که ساعت ۵ صبحه چی کار می کنی؟

-اولا صبح بخیر.بعدشم برم بخوابم

-صبح تو هم بخیر

تهیand ابلیس

اینم بیوگرافی و مصاحبه با تهی

اسم: حسین                    لغب: تهی
محل سکونت: تهران
          متولد: 1366
از کی رپ وآهنگ های رپ را دنبال میکنی ؟
از سال 1379 علاقه پیدا کردم به رپ و از سبک و طرز بیان جملات در آهنگ های که سبک رپ دارند خوشم اومد و دوست داشتم با این سبک بیشتر آشنا شم.
از کی شروع کردی به رپ خوندن ؟
اواخر سال 1381 من شروع کردم به رپ خوندن اما کار هامرو توخونه و برای خودم می خوندم و اصلا قصد بیرون دادن یا حتی گذاشتن آهنگ هام بر روی اینترنت نداشتم مثلا از آهنگ های رکورد شده